مشاهده ی طب سنتی در رسانه ها

اسلام در حوزه سلامت معنوي، بسيارغني‌تر از علوم دیگراست

757.jpg

مشاور وزیر و مدیر کل دفتر طب ایرانی وزارت بهداشت:

اسلام در حوزه سلامت معنوي، بسيارغني‌تر از علوم دیگراست

با افزایش روزافزون اقبال مردم به سوی استفاده از طب‌های سنتی و مکمل، روزبه‌روز به تعداد عناوین جریانات طبی با الحاق پسوند مذهبی افزوده می‌شود؛ عناوینی مانند طب اسلامی، طب روایی، طب شیعه، طب اهلبیت، طب معصومین و... که متولیان خود خوانده برخی از آن‌ها، ادعای درمان بیماری‌های لاعلاج و صعب‌العلاج را با استفاده از روایاتی منسوب به معصومین علیهم‌السلام، به عنوان یک مکتب درمانی جدا از طب ایرانی و طب مدرن دارند.

برای پاسخ به سوالات بسیاری که مطمئنا ذهن اکثریت مردم را در خصوص صحت این ادعاها درگیر کرده است، به سراغ جناب آقای دکتر محمود خدادوست، مشاور وزیر و مدیر کل دفتر طب ایرانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رفته‌ایم که نتیجه این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید؛

*** جناب آقای دکتر خدادوست، نظر شما در خصوص واژه طب اسلامی و عناوین معادل آن چیست؟

--واژه طب اسلامی امروزه با رویکردهای متفاوتی مطرح است و از آن استفاده می‌شود؛عده‌ای همان طب ایرانی را به دلیل اینکه در دوران تمدن اسلامی به اوج شکوفایی خود رسیده بود، طب اسلامی‌ می‌خوانند و عده‌ای نیز با اعتقاد به این مفهوم که هر آنچه از فیلتر اسلام عبور کند (ولو از شرق و غرب عالم آمده باشد) وبایدها و نبایدهای مبانی اسلامی و حلال و حرام خدا را رعایت کند، می‌شود اسلامی، از این واژه استفاده می‌کنند. دسته سوم هم کسانی هستند که معتقدند از روایات منسوب به ائمه اطهار می‌توانیم یک مکتب و نظام طبی جدا ایجاد کرده و از آن برای سلامت مردم استفاده کنیم و نباید تجارب و مطالب ولو به ظاهر درست غرب و شرق را وارد آن کرد؛ لذا به نظر من، به کار بردن واژه طب اسلامی به خاطر همین گستردگی موضوع و رویکردهای بعضا حتی متناقض، می‌توانددردسرساز باشد و می‌توان به جای آن، عبارات دیگری از قبیل«نظام سلامت در اسلام» را به کار برد.

*** جریاناتی را که اخیرا با عناوین مختلف از جمله طب اسلامی، طب روایی، طب نبوی و عناوین بسیار دیگری با استفاده از نام ائمه روزبه‌روز در حال افزایش هستند،چطور تحلیل می‌کنید؟

--تعریف ما از انسان در نگاه و جهان‌بینی اسلامی و تعریفمان از سلامت در نگاه اسلامی، فراتر از آن تعریفی است که از انسان که دارای دو بعد روانی و جسمانی است، داریم. طبیعتا ما که برای انسان ابعاد روحانی قائل هستیم و انسان را موجودی پیچیده و فراتر از ابعاد جسمانی و روانی می‌دانیم، یقینامی‌توانیم از ظرفیت دین اسلام برای ابعاد روحانی و یا ابعاد فرشتگی انسان استفاده کنیم اما این دیدگاه متفاوت از نگاه رایج امروزی است که از روش‌های درمانی طب ایرانی با نام اسلام استفاده می‌کنندو بعضا با به کار بردن برخی اسامی مقدس نظیر بخور حضرت مریم(س)، دوای امام کاظم(ع) یا امام رضا(ع)، داروهایی را برای جلب مشتری تجویز کردهواز همان روش‌های درمانی طب ایرانی که در منابع است و یا احیانا از روایات منسوب به ائمه، استفاده درمانی می‌کنند که این کاملا رویکرد متفاوتی را به تعریف وارد می‌کند.

این نوع نگاه‌های افراطی گرایانه خطرناک است و علاوه‌ بر اینکه به سلامت جامعه ضربه می‌زند، موجب می‌شود برخی مسائل معقول و منطقی در حوزه طب ایرانی نیز زیر سوال برود؛ از سوی دیگر، نگاه‌های تفریطی نیز به هیچ وجه قابل قبول نبوده و بی‌انصافی است که بگوییم اسلام در حیطه طب، هیچ نظر و دیدگاهی ندارد و تماما باید تسلیم مکاتب غربی بود.

 

*** آیا روایات طبی که مدعیان این جریانات به آن‌ها استناد می‌کنند، برای پاسخگویی به همه مسایل در حوزه طب کافی هستند؟

--شيخ صدوق بالغ بر 1000 سال پيش در كتاب الاعتقادات خود و در فصلي به نام روايات وارده طبي، دلايل متعددي آورده كه بسياري از روايات وارده در طب، قابليت تعميم ندارند و بسياري از تدابيري كه در قالب روايات آمده‌اند، ‌بسته به شرايط آب و هوايي مكه و مدينه و شرايط مزاجي و بيماري يك فرد خاص بوده‌اند.

اگر نگاه اخباری‌گری از یک روایت طبی داشته باشیم، قطعا هم به سلامت مردم و هم به اعتقادات دینی آن‌ها آسیب می‌زنیم؛ به عنوان مثال اگر ما در روایتی داشته باشیم که خوردن 7 عدد خرما برای تامین سلامتی بدن مناسب است و یا در روایت دیگر این تعداد به 5 خرما برسد و روایت دیگری بگوید 3 عدد خرما کفایت می‌کند، اینجا در نگاه مثبت با فرض بر اینکه سند این روایت از طریق علم رجال ثابت شده و درست باشد و دوم با علم دلالی، دلالت روایت هم ثابت شده باشد، اینکه ما چه تعداد خرما و چه نوع خرمایی را استفاده کنیم و اینکه در چه سنی، چه جنسی، چه اقلیمی و بسیاری از متغیرهای دیگر، یقینا عقل حکم می‌کند که برای پاسخ به این سوالات باید بررسی دقیقی انجام شود؛ پس قطعا با فرض صحت سند یک روایت، تعمیم آن به زمان و مکان امروز برای استفاده مردم امروز و میزان مصرف، نیازمند کار پژوهشی است ونمی‌توان با استنباط شخصی از یک روایت حتی مستند، تجویز و مداخله درمانی کرد.

مثال دیگر اینکه در روایتی فرض داریم سیاه‌دانه برای قوه هاضمه خوب است و قطعا هم خوب است؛ چه بسا روایات طبی مستندی هم داشته باشد اما چه میزان سیاه‌دانه برای قدرت هضم خوب است؟ آیا در هر فرد میزان آن یکسان است؟‌هربار چقدر باید استفاده شود؟این نیازمند آن است که روی روایات و با توجه به تمامی متغیرهای مداخله‌گر، کار پژوهشی انجام دهیم و پس از آن تجویز کنیم، نه اینکه با استنباط و اجتهاد شخصی از روایت، بدون بهره بردن از دانش طب، توصیه درمانی را به همه تعمیم داده و نتیجه آن را به معصوم نسبت دهیم؛درحالی‌کهمی‌دانیم همین سیاه‌دانه، در زن حامله می‌توانداثر بسیار سوئی بر جنین بگذارد.

حتی با فرض اینکه حرف مدعیانی که می‌گویند11 هزار روایت مستند طبی داریم، درست بوده وصحت سندشان هم ثابت شده باشد، در مورد بسیاری از بیماری‌های نوپدید امروزی که روایتی برای آن‌ها نداریم، باید چه کنیم؟

پس استفاده ابزاری از روایات طبی و نگاه و رویکرد اخباری‌گری از روایات طبی، دین و سلامت مردم را در خطر قرار می‌دهد؛ از آن مهم‌تر مگر رسالت اسلام، طب بوده است؟ اگر رسالت اسلام این‌گونه بوده است، پس چرا زمانی که حضرت علی(ع) ضربت شمشیر می‌خوردند، 3 معصوم حاضر یعنی امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و حضرت علی(ع) برای درمان اقدام نکردند؟ و چرا سراغ طبیبی رفتند که از قضا غیرمسلمان هم بود؟‌ روایت معروف دیگری داریم که خدمت پیامبر در مدینه رفته‌اند و اظهار بیماری کرده‌اند و پیامبر فرد را به طبیب حارث بن کلده ارجاع دادند که او هم مسلمان نبود. اگر رسالت اسلام طبابت بود، پس می‌بایست ائمه نیز یک مریض‌خانه و شفاخانه داشتند و طبابت می‌کردند.

*** علم طب را چطور می‌تواندر حوزه اسلام تعریف کرد و به پیش برد؟

--به گفته یکی از علما، اگر در مورد تمامی علوم بايدها و نبايدهايمبانيديني و اسلاميرعايت شود و از فيلتر اسلام عبور كنند، اسلامي خواهند بود.

همچنین علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،زیر آیه شریفه تبیان لکل شئ می‌گویند، قرآن همه چیز را گفته است اما تفسیر ایشان زیباست که می‌گویند قرآن همه چیز را برای‌ هدایت انسان گفته و در باب هدایت انسان چیزی را فروگذار نکرده است چون وظیفه قرآن و اسلام هدایت انسان است اما معنایش این نیست که قرآن و روایات در خصوصهمه مسایل از جمله انرژی هسته‌ای و جزییات فیزیک و شیمی و... هم همه چیز را گفته باشند، چراکه رسالت این نبوده و اصلا شأن اسلام، یک شأن هدایتی و نظام‌سازی است و باید در استنباط احکام، اتکای به عقل، فقه پویا، اقتضای زمان، اقتضای مکان و... نیز در نظر گرفته شود؛ حتی قران نیز در زمینه احکام، برخی مطالبی که ضروری نبوده، از جمله تعداد رکعات نمازهای یومیه را بیان نکرده است.

اگر بپرسیم آیا راجع به انرژی هسته‌ای روایتی داریم و‌انرژی هسته‌ای، اسلامی است یا غیراسلامی، چه پاسخی باید داد؟ یکی از علمای بزرگ دینی، دینی و غیردینی علوم را مرتبط با فلسفه علم و جهان‌بینی دانسته و معتقدند اگر جهان‌بینی ما توحیدی باشد،تمامی علوم هم توحیدی می‌شوند و آنگاه است که بر اساس مبانی شرعی و دینی می‌توان گفت انرژی هسته‌ای اسلامی است یا غیراسلامی؟ اگر انرژی هسته‌ای در خدمت مردم و سلامت مردم و رفاه حال استفاده شود، اسلامی است و قریب به مضمون فرمایش رهبر معظم انقلاب اگر برای کشت و کشتار استفاده شود، حرام می‌شود. واژه بانكداري اسلامي نيز بر اساس همين جهان‌ بيني استفاده مي‌شود و به آن دسته از معاملات اقتصادي كه رَبَوي و غَرَوي نباشند، اسلامي مي‌گويند.

*** از نظر شما چطور می‌تواناز روایات و احادیث موجود در حوزه طب، به صورتدرست استفاده کرد؟

--با الهام از تعبیر امام سجاد(ع) در دعای 23 صحیفه سجادیه، «بار خدایا، مرا چنان عافیتی ده که کفایت‌کننده، شفابخش، عالی و افزاینده باشد»، ما به دنبال چنین سلامتی هستیم که بعد روحانی آن، اهمیت شایان توجهی دارد؛ بنابراین یقینامی‌توان از ظرفیت دین اسلام، برای تعالی و تکامل این چنین انسانی، استفاده کرد که این مهم قطعا نیاز به انجام کارهای ایجابی، تبیینی و کارشناسی و برگزاری نشست‌های تخصصی و مطالعات بین رشته‌ای دارد.

آنچه مشخص است اين است كهدامنه آموزه‌های اسلام در حوزه سلامت معنوي، به طور قطع بسيارغني‌تر از علوم ديگر است اما نمي‌توان براي روايات طبي موجود، مكتب طبي جداگانه‌ اي تعريف كرد؛ کسانی که از باورهای دینی و اعتقادی مردم سود جسته و با ورود به عرصه آموزش و درمان، پندارهای خود را با استفاده از عناوینی با پسوندهای مذهبی، بر جسم و روح مردمان این سرزمین به اجرا می‌گذارند، با نگاهی به برون‌دادفعالیت‌های افراطی این گروه، می‌توان آن را مداخله در امر درمان نامید که افزون بر تهدید سلامت جامعه، به دلیل انتساب تجویزهای ناکارآمد خود به پیشوایان دینی، اعتقادات و باورهای دینی مردم نیز آسیب می‌بیند.

علاوه‌براین باید تاکید کنم که بر اساس قانون جمهوری اسلامی ایران که تحت نظارت شورای نگهبان قرار دارد و از فیلتر مبانی فقهی ما عبور می‌کند، طبابت افراد غیرپزشک خلاف قانون است. چطور ممکن است در قانون جمهوری اسلامی ایران بگویند مداخله درمانی فقط توسط پزشک مجاز است، اما افراد غیر پزشک به نام اسلام کاری خلاف قانون انجام دهند؟ این کار بر اساس این مبانی فقهی، می‌تواند خلاف شرع باشد.

*** درمان در طب ایرانی بر چه اساسی است و قدمت استفاده از این مکتب طبی به چه زمانی برمی‌گردد؟

--قدم اول درمان در طب ایرانی مطابق کتاب قانون، تدبیر است؛ تدبیر یعنی اصلاح سبک زندگی؛ قدم دوم درمان استفاده از دارو است که منظور، داروهای طبیعی به صورت گیاهان دارویی، اجزای معدنی و...و قدم سوم درمان، استفاده از اعمال یداوی و روش‌های درمانی ایرانی، مانند حجامت، زالودرمانی، ماساژ و... است.اینکه عده‌ای روش‌های درمانی طب ایرانی را با نام‌های دیگر و گاهی اسامی مزین به القاب دینی و مذهبی، به خورد مردم می‌دهند، در واقع از باورهای اعتقادی و دینی مردم استفاده می‌کنند، چراکه این روش‌ها قبل از اسلام هم بوده و بخش عمده‌ای از طب ایرانی ما قبل از اسلام، تحت عنوان طب یونانی استفاده می‌شده است و همین الان هم طب ایرانی ما تحت عنوان طب یونانی مشهور است.

 

*** وزارت بهداشت در برابر این جریانات چه اقداماتی انجام داده است؟

--با عنایت به اینکه برای جلوگیری از ایجاد نگاه‌های غلط و افراطی‌گرایانه،می‌بایست نگاهی دقیق بر اساس موازین اسلامی داشته باشیم، دفتر طب ایرانی در سال 1392کارگروهی با عنوان «نظام سلامت در اسلام» تشکیل داد تابا برگزاری نشست‌های متعدد، کارگاه‌های آموزشی،هم‌اندیشی در خصوص چگونگی بهره‌مندی از منابع دینی در ارتقای سلامت، ملاقات با مراجع عظام و اندیشمندان عرصه علوم قرانی و روایی واستفاده از ظرفیت شخصیت‌های بزرگ حوزه، تعریف دقیقی از طب ایرانی ارائه دهد و در خصوص استفاده از ظرفیت اسلام در ابعاد روحانی انسان بهره گرفته شود.

درشهریور سال1394، کارگاه پنج روزه ‌ای با حضور استادان برجسته حوزه و دانشگاه، توسط این دفتر برگزار شد؛ استادان مدعو ضمن تعریف علم دینی و تبیین اصول استخراج احکام از آموزه‌های دینی ،به بیان اصول رویکرد علمی به روایات طبی و آسیب‌شناسی جریان‌های فکری مرتبط با این روایات پرداختند و مجموعه مطالب بیان شده در اين کارگاه پنج‌روزه،درقالب سه لوح فشرده با عنوان «سلسله مباحث نظام سلامت در اسلام»كه داراي نرم ‌افزار قابل نصب بر روي سيستم عامل ويندوز و امكان جستجو و نمايش همزمان متن و تصويراست، گردآوری شد تا در اختیار اعضای جامعه پزشکی و ديگر علاقه‌مندانی که جویای دیدگاه‌هاي علمی صحیح در این حوزه هستند، قرارگیرد.

اخیرا نیز از کتاب «جستارهایی در اعتبارسنجی و فهم روایات طبی» با حمایت این دفتر و اهتمام دکتر یحیی میرحسینی،عضو هیات علمی گروه قرآن و حدیث دانشگاه میبد،به سرپرستی علمی دکتر احمد پاکتچی، دانشیار قرآن و حدیث دانشگاه امام صادق(ع) و مدیر گروه فقه و حدیثدایره‌المعارف بزرگ اسلامی، رونمایی شده است که منبع بسیار مناسبی در این حوزه به شمار می‌آید.

*** اگر در پایان صحبت دیگری دارید، بفرمایید.

--جای تاکید دارد که استفاده ابزاری ونادرستازواژه «طب اسلامي»که در سال‌هاي اخير به عنوان چالشي جدي در عرصه طب ایرانی مطرح است و به‌كارگيري محتوای طب ایرانی با عناوین مذهبی همچون طب قرآنی، طب نبوی، طب الهی،طب‌الصادق،طب‌الرضا و ...، مي‌تواند براي اعتقادات و باورهاي مذهبي مردم و حتي خود دين خطرآفرين باشد و بیش از همه چیز، موجب غفلت از ظرفیت‌های طب اسلامی حقیقی و یا به عبارت بهتر و دقیق‌تر، «نظام سلامت در اسلام»، خواهد شد.

امید است ان‌شاءالله ضمن تداوم این حرکت عظیم، بیش از بیش بتوانیم از ظرفیت دین، آیات و روایات، در تبیین مشترکات بین انسان و فرشته و ارتقای ابعاد فرشتگی و روحانی انسان و کمک به تعالی و رساندن انسان به کمال، حداکثر استفاده را ببریم و دعای 23 امام سجاد(ع) برای سلامت انسان را محقق سازیم.

 

پست های هم ریشه:

اولین نفری باشید که نظر ارسال می کنید.